در میان مکاتیب الهی، دین اسلام بر اهمیت مسائل اخلاقی تاکید بیشتری دارد، این دین با بیان تشویق ها و تنذیرها، ثواب برجسته متخلّقین به اخلاق الله را بیان می دارد و عقاب در راه ماندگان و واپس گرایان و متخلّفین را مطرح نموده و بدین سان در تمام آنات و لحظات حیات، انسان را با بیم ها و نویدها از غفلت و رکود باز می دارد.
قال علی علیه السلام: نِظامُ الّدینِ مُخالَفَةُ الْهَوی و التَّنَزُّهُ عَنِ الدُّنْیا.[1]
نظام و آرایش دین به این است که انسان مخالفت با هوای نفس کند و از دنیا پرهیز نماید.
در وجود بشر علاوه بر قوه تفکر و تعقل، غرائز و تمایلات گوناگونی خلق شده است، و طبیعتاً به خاطر اختلاف جهت آنها، نزاع برتری جوئی حتمی خواهد بود.
عقل و خرد میل دارد انسان را به سوی کمال سوق دهد، و غرایز، خوی حیوانی را ترویج می دهند. در این گیر و دار، عقل محتاج نیرویی است که بتواند انسان را به سوی هدف غایی سوق دهد، و از کجروی یا سقوط باز دارد. متکفل این امر، اخلاق عملی است.
در اینکه ارزش های اخلاقی فطری هستند، و خداوند متعال انسان را صاحب محسنات اخلاقی و پویای آن خلق نموده تردیدی وجود ندارد. امّا صحبت اینجاست که مبنای اخلاق بایستی بر چه پایه ای استوار باشد تا اخلاق فطری باقی ماند.
1- برخی بر این عقیده اند که اخلاق بر پایه علم و دانش، چنین هدفی را دنبال می کند، انسان اگر بر قدرت علمی خود بیفزاید، علم راسخ وی موجب می شود خوبی ها و بدی ها را از هم تمیز دهد و راه صلاح و مصلحت خود را در هر زمینه ای بیابد.
این نظریه، به طور کلی، نظریه خوبی است. علم و دانش می تواند انسان را آگاه و عالم به حسنات و قبائح نماید و طبیعی است تا علم و دانش نباشد، شناخت حسنات و رذایل اخلاقی میسر نیست. ولی علم و دانش صِرفاً اخلاق علمی را به دنبال دارد نه اخلاق عملی را. و لذا دانش نمی تواند مانع انجام قبائح و باعث انجام حسنات گردد. نمونه های زیادی را در جامعه سراغ داشته و داریم که با اینکه حسنات را به دقت می شناسند، امّا دوری می گزینند، و رذایل را با علم به آنها انجام می دهند.
همه دانشمندان علوم تجربی به وضوح وجود قدرت خداوند را در تمام پدیده ها احساس می کنند. اما بسیاری از آنها ملحدند. یهود علم قطعی به رسالت نبی خاتم صلی الله علیه و آله داشت ولی چون منفعت مادی خود را در خطر دید، مادی گرایی در کنار حسادت مانع پذیرش حق از سوی وی شد.
بسیارند دانشمندانی که از مضرات الکل، مواد افیونی، شهوت رانی جنسی و همجنس گرایی سخن فراوان گفته اند و جاذب ترین مقاله ها را در کنفرانس ها ارائه داده اند، ولی خود در خلوت ها و جلوت ها آن کار دیگر می کنند.
کم نیستند دانشمندانی که اختراع و اکتشاف داشتند ولی ثمره زحمت خود را هلاکت جوامع قرار داده و موجبات نابودی بشر را فراهم آورده اند.
2- عده ای دیگر از نظریه پردازان با مشاهده موارد نقض عدیده در نظریه اوّل، نگرشی دیگر یافته اند. اینها معتقدند که اخلاق بر پایه عقل می تواند هدف غایی انسان یعنی تکامل او را تضمین کند.
این نظریه هرچند از برخی اشکالات نظر اول مصون است اما خود بی اشکال نیست، زیرا عقل و خرد به تنهایی قدرت مقابله در برابر موج شهوت و غضب و وسوسه شیطان را ندارد. هیجان شهوت و غلغله غضب وقتی بخروشد، نفس اماره را به ستوه می آورد و سرا پای انسان را متزلزل ساخته و تا وادار به گناهش نکند فرو نمی نشیند. و در همه این حالات عقل، در پستویی مخفی شده است و قدرت ظهور نمی یابد. و البته گاهی به ندرت قبل و یا بعد از گناه سر برمی آورد و ملامتی به اندازه قدرتش از خود صادر می نماید.
3- دسته ای دیگر بر این عقیده اند که بایستی از کودکی چنان قبایح و حسنات را برای کودک طرح نمود و به وی القاء کرد که او عادت نماید و حُسن حَسن و قبح قبیح برای او ملکه شود. چنین کودکی در سنین بالا مرتکب گناه نمی شود و از محسّنات دور نمی ماند.
این نظریه صرفاً وجود ذهنی دارد و بس. در خارج هیچ مصداقی برای چنین تزی یافت نمی شود، زیرا اولًا: کودک قادر به درک همه قبایح نیست، مثلًا کودک بدی رشوه را درک نمی کند چون او هنوز در دو راهی آن گناه قرار نگرفته است تا محتاج به دادن یا دریافت رشوه شود.
ثانیاً: یک القاء کودکانه تنها در حد خود با ارزش است، این القاء ساده نمی تواند در برابر موج سرکش شهوت و غضب بایستد و سرخم نکند.
4- دسته دیگر، اخلاق بر پایه عرفان و شهود را پیشنهاد می نمایند، شهود آثار افعال نیک و بد، عامل مهمی است برای ترک بدی ها و انجام خوبی ها.
اگر انسان، نهایت دروغ را که خشم و سخط ربّ و دوری از رحمت او می باشد به عیان ببیند، هرگز مرتکب آن نمی شود، و اگر رضایت خداوند از انفاق به مستمند و قرب به رحمت او را مشاهده کند، هرگز از آن جدا نخواهد شد.

اخلاق در اسلام...
ما را در سایت اخلاق در اسلام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 77